X
تبلیغات
عشق ومهربانی در تعلیم وتربیت

همانطور قبلا هم در خبرها اعلام کردیم تغییرات زیادی در کتاب های پایه سوم دبستان صورت گرفته است.یکی از این تغییرات حذف کتاب تعلیمات اجتماعی است که البته کتاب مطالعات اجتماعی به جای آن در سال آینده تحصیلی تدریس خواهد شد.

دانلود کتاب جدید مطالعات اجتماعی 92-93در سایت آموزش وتربیت می باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت   توسط آهنگری   | 

نام و نام خانوادگی:                               به نام پروردگار مهربان                                          آیان ماه 1392

دخترم چه مواردی را بر روی بند دور دست نوزاد می نویسند؟ (3 مورد کافی است)  ...................................................................................................................................................

خانواده چگونه  به وجود می آید؟.......................................................................................................

زندگی  کردن در خانواده بزرگ چه خوبی هایی دارد؟.................................................................................

شباهت انسانها در چه چیزهایی است؟..................................................................................................

تغییر تونایی را توضیح دهید.  .........................................................................................................

خانواده چگونه به وجود  می اید؟.....................................................................................................

چه دلایلی وجود دارد که اندازه بعضی خانوداه ها کم تر است؟...................................................................

یک خانواده بزرگ از چه کسانی تشکیل میشود؟........................................................................................

نوزادان تا چند ماهگی نمی توانند به خوبی ببینند؟

الف) 3 ماهگی       ب) 2 ماهگی        ج) 4 ماهگی        د)  تا 2 هفته بعد تولد

همه ی انسانها به ................ نیاز دارند

الف) اب            ب) هوا         ج) غذا         د ) همه موارد

کدام یک از موارد زیر می توانند موجب تفاوت افراد با یکدیگر شوند؟

الف) دوست داشتن زیبایی ها         ب)  نیاز داشتن به مهر و محبت        ج)  شکل و قیافه         د)  نیاز به با هم بودن

چه کسانی برای اسایش و تربیت فرزندان تلاش میکنند؟

الف) همسایه ها        ب) پدر          ج ) مادر          د)  گزینه ب و ج 

 

کدام یک از موارد زیر در میان خانواده ها متفاوت است؟

الف) اندازه ی خانواده        ب) نیاز به مسکن        ج) نیاز به غذا         د) نیاز به مهربانی  

درست یا نادرست بودن جملات را مشخص کنید

هیچ وقت دو نفر کاملا شبیه به هم نیستند.       صحیح             غلط

افراد معلول نمی توانند در خانه با ما همکاری داشته باشند     صحیح            غلط

برای تولد انسانها باید خدا را شکر کرد      صحیح                غلط

 

خورشید گرم و روشنی         همیشه در قلب منی

موفق باشی گلم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت   توسط آهنگری   | 

نام و نام خانوادگی:                               به نام پروردگار مهربان                                          آیان ماه 1392

دخترم چه مواردی را بر روی بند دور دست نوزاد می نویسند؟ (3 مورد کافی است)  ...................................................................................................................................................

خانواده چگونه  به وجود می آید؟.......................................................................................................

زندگی  کردن در خانواده بزرگ چه خوبی هایی دارد؟.................................................................................

شباهت انسانها در چه چیزهایی است؟..................................................................................................

تغییر تونایی را توضیح دهید.  .........................................................................................................

خانواده چگونه به وجود  می اید؟.....................................................................................................

چه دلایلی وجود دارد که اندازه بعضی خانوداه ها کم تر است؟...................................................................

یک خانواده بزرگ از چه کسانی تشکیل میشود؟........................................................................................

نوزادان تا چند ماهگی نمی توانند به خوبی ببینند؟

الف) 3 ماهگی       ب) 2 ماهگی        ج) 4 ماهگی        د)  تا 2 هفته بعد تولد

همه ی انسانها به ................ نیاز دارند

الف) اب            ب) هوا         ج) غذا         د ) همه موارد

کدام یک از موارد زیر می توانند موجب تفاوت افراد با یکدیگر شوند؟

الف) دوست داشتن زیبایی ها         ب)  نیاز داشتن به مهر و محبت        ج)  شکل و قیافه         د)  نیاز به با هم بودن

چه کسانی برای اسایش و تربیت فرزندان تلاش میکنند؟

الف) همسایه ها        ب) پدر          ج ) مادر          د)  گزینه ب و ج 

 

کدام یک از موارد زیر در میان خانواده ها متفاوت است؟

الف) اندازه ی خانواده        ب) نیاز به مسکن        ج) نیاز به غذا         د) نیاز به مهربانی  

درست یا نادرست بودن جملات را مشخص کنید

هیچ وقت دو نفر کاملا شبیه به هم نیستند.       صحیح             غلط

افراد معلول نمی توانند در خانه با ما همکاری داشته باشند     صحیح            غلط

برای تولد انسانها باید خدا را شکر کرد      صحیح                غلط

 

خورشید گرم و روشنی         همیشه در قلب منی

موفق باشی گلم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت   توسط آهنگری   | 

مواد اطراف ما (1)

 

 


سه حالت ماده را نام ببرید؟

جامد –مایع –گاز

جامدات ذرات ان به شکل منظم کنار هم قرار میگیرندو بسیار نزدیک به هم هستند.

شکل مواد جامد

ذرات مایعات به طور اتفاقی کنار هم قرار میگیرند و روی یکدیگر می لغزند.

گازها ذرات ان نظم خاصی ندارند و پراکنده هستند و از یکدیگر فاصله دارند.

ذوب یعنی :  تبدیل جامد به مایع (ذوب شدن یخ-ذوب شدن کره- ...)

انجماد یعنی : تبدیل جامد به مایع( یخ بستن اب . درست کردن بستنی و...)

تبخیر یعنی تبدیل مایع به بخار( تولید ابر در اسمان   ناپدید شدن الکل و....)

ویژگی مواد جامد :  شکل معین –حجم معین

ویژگی مواد مایع: شکل نامعین –حجم معین

ویژگی گاز : شکل نامعین –حجم نامعین

می دانیم نوشابه گازدار حاصل مخلوط شدن مایع با گاز است .

مدانیم برای تبدیل جامد به مایع نیاز به گرما داریم اما برای تبدیل مایع به جامد گرما نیاز نداریم بلکه گرمای محیط را ماده از دست می دهد .

 در خشک شدن لباسها روی طناب تبخیر صورت گرفته است .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت   توسط آهنگری   | 

جدول زمانبندی کتاب ریاضی پایه سوم (پیشنهادی)

مهر

هفته اول

مرور کلاس دوم

هفته دوم

تصویر عنوانی فصل اول - راهبرد حل مساله (الگویابی)- شمارش چندتا چندتا

هفته سوم

شمارش چندتا چندتا ماشین ورودی و خروجی ساعت در بعدازظهر

هفته چهارم

ساعت در بعدازظهر الگوهای متقارن- مرور فصل اول

آبان

هفته اول

ارزشیابی تصویر عنوانی فصل دوم راهبرد حل مساله (الگوسازی)

هفته دوم

معرفی عدد هزار- ارزش مکانی

هفته سوم

ارزش پول- عددهای تقریبی

هفته چهارم

مرور فصل دوم ارزشیابی- تصویر عنوانی فصل سوم

آذر

هفته اول

راهبرد حل مساله (رسم شکل)- کسر

هفته دوم

کاربرد کسر در اندازه گیری تساوی کسرها

هفته سوم

مقایسه کسر- مرور فصل سوم ارزشیابی

هفته چهارم

تصویر عنوانی فصل چهارم- راهبرد حل مساله (روشهای نمادین) ضرب

دی

هفته اول

ضرب- ضرب عددهای یک رقمی خاصیت های ضرب

هفته دوم

خاصیت های ضرب- تقسیم مرور فصل چهارم

هفته سوم

ارزشیابی تصویر عنوانی فصل پنجم راهبرد حل مساله (تبدیل مساله به مساله های کوچکتر)

هفته چهارم

راهبرد حل مساله خط، نیم خط و پاره خط- محیط

بهمن

هفته اول

ارزشیابی نوبت اول محیط اندازه سطح

هفته دوم

واحد اندازه گیری سطح مرور فصل پنجم تصویر عنوانی فصل ششم

هفته سوم

راهبرد حل مساله (مساله ساده تر ) مقایسه عددها

هفته چهارم

جمع و تفریق جمع در جدول ارزش مکانی

اسفند

اول

تفریق در جدول ارزش مکانی مرور فصل ششم ارزشیابی

دوم

تصویر عنوانی فصل هفتم-راهبرد حل مساله (حدس و آزمایش) جدول داده ها

سوم

جدول داده ها احتمال- نمودار دایره ای

چهارم

نمودار دایره ای انتخاب نمودار مرور فصل هفتم ارزشیابی

فروردین

اول

تعطیلات نوروز

دوم

تعطیلات نوروز

سوم

مرور فصول گذشته

چهارم

تصویر عنوانی فصل هشتم راهبرد حل مساله(حذف حالتهای نامطلوب)  -  ضرب در 10  

اردیبهشت

اول

ضرب در 10- ضرب یک رقمی در چند رقمی محاسبه ضرب

دوم

محاسبه ضرب تقسیم باقی مانده مرور فصل هشتم

سوم

مرور فصل ها

 

چهارم

فعالیت های تکمیلی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت   توسط آهنگری   | 
آغاز سال تحصیلی جدید برهمه شما شکوفه های باغ زندگی مبارک

بچه های عزیز مهرتان فرخنده باد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت   توسط آهنگری   | 

 

بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کـردم بدیــن پــــارسی

 

فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. اهمیت فردوسی در آن است چه با آفریدن اثر همیشه جاوید خود، نه تنها زبان ، بلکه کل فرهنگ و تاریخ و در یک سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ایرانی را جاودانگی بخشید و خود نیز برآنچه که میکرد و برعظمت آن ، آگاه بود و می دانست که با زنده نگه داشتن زبان ویژه یک ملت ، در واقع آن ملت را زندگی و جاودانگی بخشیده است .

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کـردم بدیــن پــــارسی

فردوسی در سال 329 هجری برابر با 940 میلادی در روستای باژ از توابع طوس در خانواده ای از طبقه دهقانان دیده به جهان گشود و در جوانی شروع به نظم برخی از داستانهای قهرمانی کرد. در سال 370 هجری برابر با 980 میلادی زیر دید تیز و مستقیم جاسوس های بغداد و غزنین ، تنظیم شاهنامه را آغاز می کند و به تجزیه و تحلیل نیروهای سیاسی بغداد و عناصر ترک داخلی آنها می پردازد. فردوسی ضمن بیان مفاسد آنها، نه تنها با بغداد و غزنین ، بلکه با عناصر داخلی آنها نیز می ستیزد و در واقع ، طرح تئوری نظام جانشین عرب و ترک را می ریزد حداقل آرزوی او این بود که ترکیبی از اقتدار ساسانیان و ویژگیهای مثبت سامانیان را در ایران ببیند. چهار عنصر اساسی برای فردوسی ارزشهای بنیادی و اصلی به شمار می آید و او شاهنامه خود را در مربعی قرار داده که هر ضلع آن بیانگر یکی از این چهار عنصر است آن عناصر عبارتند از: ملیت ایرانی ، خردمندی ، عدالت و دین ورزی او هر موضوع و هر حکایتی را برپایه این چهار عنصر تقسیم می کند. علاوه بر این ، شاهنامه ، شناسنامه فرهنگی ما ایرانیان است که می کوشد تا به تاخت و تاز ترک های متجاوز و امویان و عباسیان ستمگر پاسخ دهد او ایرانی را معادل آزاده می داند و از ایرانیان با تعبیر آزادگان یاد می کند؛ بدان سبب که پاسخی به ستمهای امویان و عباسیان نیز داده باشد؛ چرا که مدت زمان درازی ، ایرانیان ، موالی خوانده می شدند و با آنان همانند انسان های درجه دوم رفتار می شد بنابراین شاهنامه از این منظر، بیش از آن که بیان اندیشه ها و نیات یک فرد باشد، ارتقای نگرشی ملی و انسانی و یا تعالی بخشیدن نوعی جهانبینی است.

سی سال بعد یعنی در سال 400 هجری برابر با 1010 میلادی پس از پایان خلق شاهنامه این اثر گرانبها به سلطان محمود غزنوی نشان داده می شود. به علت های گوناگون که مهمترینشان اختلاف نژاد و مذهب بود اختلاف دستگاه حکومتی با فردوسی باعث برگشتن فردوسی به طوس و تبرستان شد. استاد بزرگ شعر فارسی در سال 411 هجری برابر با 1020 میلادی در زادگاه خود بدرود حیات گفت ولی یاد و خاطره اش برای همه دوران در قلب ایرانیان جاودان مانده است.

زبان ، شرح حال انسان هاست اگر زبان را برداریم ، تقریبا چیزی از شخصیت ، عقاید، خاطرات و افکار نظام یافته ما باقی نخواهد ماند بدون زبان ، موجودیت انسان هم به پایان می رسد زبان ، ذخیره نمادین اندیشه ها، عواطف ، بحران ها، مخالفت ها، نفرت ها، توافق ها، وفاداری ها، افکار قالبی و انگیزه هایی است که در سوق دادن و تجلی هویت فرهنگی انسانها نقش اساسی دارد.همگان بر این باورند که واژه ها در کارگاه اندیشه و جهان بینی اندیشمندان و روشنفکران هر دوره در هم می آمیزند تا زایش مفاهیم عمیق انسانی تا ابد تداوم یابد. با وجود این ، در یک داوری دقیق ، تمایزات غیرقابل کتمان و قوت کلام سخنسرای نام آور ایرانی حکیم ابوالقاسم فردوسی با همتایان همعصر خود آشکارا به چشم می خورد زبان و کلمات برآمده از ذهن فرانگر و تیزبین او، در محدودیت قالبهای شعری ، تن به اسارت نمی سپارد و ناگزیر به گونه شگفت آوری زنده ، ملموس و دورپرواز است فردوسی به علت ضرورت زمانی و جو اختناق حاکم در زمان خود، بالاجبار برای بیان مسائل روز: زبانی کنایه و اسطوره ای انتخاب کرده است ؛ در حالی که محتوای مورد بحث او مسائل جاری زمان است بدین اعتبار، فردوسی از معدود افرادی است که توان به تصویر کشیدن جنایات قدرت سیاسی زمان خویش را داشته است پایان سخن آن که انگیزه فردوسی از آفریدن شاهنامه مبارزه با استعمار و استثمار سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خلفای عباسی و سلطه امیران ترک بود .

آنچه کورش کرد و دارا وانچه زرتشت مهین
زنده گشت از همت فردوسی سحـر آفرین
نام ایــــران رفته بــود از یـاد تا تـازی و تـرک
ترکــتــازی را بــرون راندند لاشـــه از کـمین
ای مبـــارک اوستـــاد‚ ای شاعـــر والا نژاد
ای سخنهایت بســوی راستی حبلی متین
با تـــو بد کـــردند و قــدر خدمتت نشناختند
آزمـــنـــدان بــخیـــل و تاجـــداران ضـنــیــن

زندگی نامه

 حکیم فردوسی در "طبران طوس" در سال 329 هجری به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی در دست نیست ولی مشخص است که در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش داشته به کسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی گرفتار شده است.

فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید.

همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.

چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه ی اصلیی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد.

او خود می گوبد:

بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب

فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالهایی، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد.

اَلا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال
پراکنده شد مال و برگشت حال

بر خلاف آن چه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاهی بزرگ کند و به گمان اینکه سلطان محمود چنان که باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت.

اما سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد.

علت این که شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست.

عضی گفته اند که به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بی دینی متهم شد (در واقع اعتقاد فردوسی به شیعه که سلطان محمود آن را قبول نداشت هم به این موضوع اضافه شد) و از این رو سلطان به او بی اعتنائی کرد.

ظاهراً بعضی از شاعران دربار سلطان محمود به فردوسی حسد می بردند و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود پست و ناچیز جلوه داده بودند.

به هر حال سلطان محمود شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت: که "شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست".

گفته اند که فردوسی از این بی اعتنائی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت.

تاریخ وفاتش را بعضی 411 و برخی 416 هجری قمری نوشته اند.

فردوسی را در شهر طوس، در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند.

در تاریخ آمده است که چند سال بعد، محمود به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجوئی کنند.

اما چنان که نوشته اند، روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند.

از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده بود و گفته شده است که دختر فردوسی هم این هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد.

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی و غزنوی به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی است.

فردوسی طبعی لطیف داشته، سخنش از طعنه و هجو و دروغ و تملق خالی بود و تا می توانست الفاظ ناشایست و کلمات دور از اخلاق بکار نمی برد.

او در وطن دوستی سری پر شور داشت. به داستانهای کهن و به تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید.


ویژگیهای هنری شاهنامه

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند.

فردوسی شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین علیهم ‌السلام بود و خود را بنده اهل بیت نبی و ستاینده خاک پای وصی می دانست و تاکید می کرد که:

گرت زین بد آید، گناه من است
چنین است و آیین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

فردوسی با خلق حماسه عظیم خود، برخورد و مواجهه دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین روش ممکن عینیت بخشید، با تأمل در شاهنامه و فهم پیش زمینه فکری ایرانیان و نوع اندیشه و آداب و رسومشان متوجه می شویم که ایرانیان همچون زمینی مستعد و حاصل خیز آمادگی دریافت دانه و بذر آیین الهی جدید را داشته و خود به استقبال این دین توحیدی رفته اند.

چنان که در سالهای آغازین ظهور اسلام، در نشر و گسترش و دفاع از احکام و قوانینش به دل و جان کوشیدند.

اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد.

ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت ستیز داشته است.

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است.

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد.

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد.

زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

حکیم فردوسی خود توصیه می کند:

تو این را دوغ و فسانه مدان
به یکسان روش در زمانه مدان
از او هر چه اندر خورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی برد

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.

جنگ کاوه و ضحاک ظالم، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند.

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد.

زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند.

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است.

پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند.

شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.

آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند.

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد.

اغلب داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند.

نگاهی به پنج گنج نظامی در مقایسه با شاهنامه، این حقیقت را بر ما نمایان تر می کند. در پنج گنج، شاعر عارف که ذهنیتی تغزلی و زبانی نرم و خیال انگیز دارد، در وادی حماسه چنان غریق تصویرسازی و توصیفات تغزلی شده که جای و مقام زبان حماسه را فراموش کرده است حال آنکه که فردوسی حتی در توصیفات تغزلی در شأن زبان حماسه، از تخیل و تصاویر بهره می گیرد و از ازدحام بیهوده تصاویر در زبان حماسی اش پرهیز می کند.

تصویرسازی

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است.

تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم طوس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است.

چند بیت زیر در توصیف آفتاب بیان شده است:

چو خورشید از چرخ گردنده سر
برآورد بر سان زرین سپر

***

پدید آمد آن خنجر تابناک
به کردار یاقوت شد روی خاک

***

چو زرین سپر برگرفت آفتاب
سرجنگجویان برآمد ز خواب

و این هم تصویری که شاعر از رسیدن شب دارد:

چو خورشید تابنده شد ناپدید
شب تیره بر چرخ لشگر کشید

موسیقی

موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند.

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفیهای پنهان و آشکار، انواع جناس، سجع و دیگر صنایع لفظی تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد.

اغراقهای استادانه، تشبیهات حسی و نمایش لحظات طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است.

برآمد ز هر دو سپه بوق و کوس
هوا نیلگون شد، زمین آبنوس
چو برق درخشنده از تیره میغ
همی آتش افروخت از گرز و تیغ
هوا گشت سرخ و سیاه و بنفش
ز بس نیزه و گونه گونه درفش
از آواز دیوان و از تیره گرد
ز غریدن کوس و اسب نبرد
چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر
ز خون یلان دشت گشت آبگیر
زمین شد به کردار دریای قیر
همه موجش از خنجر و گرز و تیر
دمان بادپایان چو کشتی بر آب
سوی غرق دارند گفتی شتاب

 منبع داستانهای شاهنامه

نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود.

این کتاب به دلیل آن که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد، به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید.

اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است.

علاوه بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد.

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی کار به نظم در آوردن داستانهای ملی ایران را شروع کرد.

دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت.

او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد.

دقیقی ظاهراً به دستور نوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.

دقیقی، هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود که کشته شد (حدود 367 یا 369 هـ. ق) و بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود.

فردوسی استاد و هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد.

از این رو می توان شاهنامه دقیقی را منبع اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.


بخش های اصلی شاهنامه

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست اعراب است و کلاً به سه دوره اساطیری، پهلوی و تاریخی تقسیم می شود.

دوره اساطیری

این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد. کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد.

در این عهد جنگها غالباً جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. (بعضی احتمال داده اند که منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند)

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر و حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود.

دوره پهلوانی

دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود.

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، طوس، بیژن، سهراب و امثال آنان ظهور می کنند.

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، زرتشت پیغمبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود.

مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد.

دوره تاریخی

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند.

در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند.

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد.



 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آهنگری   | 

از پدر گر قالب تن یافتیم / از معلم جان روشن یافتیم

ای معلم چون کنم توصیف تو / چون خدا مشکل توان تعریف تو

.


معلم در نگاه امام(ره)

امام خمینی(ره) کلید سعادت و شقاوت جامعه را دردست معلمان دانسته، در این باره چنین می گویند: معلم اوّل خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و به وسیله انبیا و وحی مردم را دعوت می کند به نورانیت؛ دعوت می کند به کمال؛ دعوت می کند به عشق؛ دعوت می کند به محبت؛ دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. دنبال او انبیا هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند. آنها هم شغلشان این است که انسان را تربیت کنند تا از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد. همه سعادت ها و همه شقاوت ها انگیزه اش از مدرسه هاست و کلیدش [در] دست معلمین است. این معلمان هستند که می توانند استقلال مملکت را حفظ کنند. اگر در تربیت اعوجاج باشد مملکت از دست می رود.

معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: ----- بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کریمترین است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست.

در این آیات خداوند، خود را �معلم� می خواند و جالب این که معلم بودن خود را بعد از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است. مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرینش قرارداد. نوعی انسانی را که هیچ نمی دانست، به وسیله قلم آموزش

داد که این از اوج خلاقیت و هنر شگفت خداوند در امر آفرینش حکایت دارد:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد

از این رو، می توان گفت که هنر شگفت معلمی از آن خداوند عالم است.

شهید ثانی رحمت الله درباره هنر معلمی خداوند می فرماید:

خداوند از آن جهت به وصف (اکرمیت) و نامحدود بودن کرامتش، توصیف شد که علم و دانش را به بشر ارزانی داشته است. اگر هر مزیت دیگری، جز علم و دانش، معیار فضیلت به شمار می رفت، شایسته بود همان مزیت با وصف (اکرمیت) در ضمن این آیات همراه و هم پا گردد و آن مزیت به عنوان معیار کرامت نامحدود خداوند به شمار آید. کرامت الهی در این آیات با تعبیر �الاکرام� بیان شده است. چنین تعبیری می فهماند که عالی ترین نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترین مقام و جایگاه او، یعنی علم و دانش هم طراز است.



+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آهنگری   | 


امروزه در جامعه ما والدين نقش ويژه اي در آموزش فرزندان خود به عهده گرفته اند، اين امر از يك سو به احساس مسئوليت و نگراني آنها نسبت به آينده فرزندانشان مربوط مي شود و از سوي ديگر ناشي از سهمي است كه نظام آموزش كشور و مدارس به عهده آنها گذاشته اند. يكي از موارد رايج در آموزش و پرورش كشور كسب نمرات كم يا متوسط توسط دانش آموزان است. اين نمرات لزوماً به معناي كم هوشي دانش آموزان نيست بلكه در موارد زيادي كودكان باهوش نيز با كسب نمرات كم يا متوسط خانواده خود را دچار تعارض و ناراحتي مي كنند.
خانم دكتر «سيلويا ريم» به عنوان متخصص برجسته كه از تجربيات وسيعي در زمينه چگونگي رفتار با كودكان باهوش و تيزهوش برخوردار است، در كتابي راهكارهاي حل اين معضل اساسي يعني مقابله با عدم توفيق كودكان باهوش را ارائه كرده است. در اين كتاب كه با عنوان «وقتي كه فرزندان باهوش نمره هاي كم مي گيرند» با ترجمه ناهيد آزادمنش توسط انتشارات صابرين به دست چاپ سپرده شده است، تأكيد اصلي نويسنده بر «سندرم كم آموزي» است. «سندرم» در علم پزشكي به مجموعه اي از مشخصه ها و علل مختلف گفته مي شود كه در ايجاد و بروز يك اختلال نقش دارند و نمي توان به وضوح مشخص كرد كه كدام يك از اين مشخصه ها به صورت خاص و يا به صورت تركيبي از آنها عامل ايجاد اين اختلال هستند.
دكتر سيلوياريم در كتاب خود تأكيد كرده است كه كم آموزي در كودكان باهوش و تيزهوش علل بسيار زياد و ناشناخته اي دارد كه خود تنها به برخي از آنها پرداخته است. دكتر سيلويا ريم كتاب خود را براي دو گروه مشخص از مخاطبين يعني معلمان و والدين به رشته تحرير درآورده و به تفصيل راهنمايي هايي براي هر دو گروه ارائه داده است. سندرم كم آموزشي مشكلي همه گير است، اين مشكل در هر خانه و كلاس وجود دارد و تنها با كمك والدين و معلمان حل مي شود. عدم موفقيت ،مشكلي است كه زندگي خانواده ها را آشفته مي كند، بازدهي كلاس را به حداقل مي رساند و انگيزه و احساس كنترل فردي را از كودك مي گيرد. فعاليت هاي هر سال تحصيلي جديد، با سؤال ها، موفقيت ها، نااميدي ها و مشاركت معلمان در راهنمايي دانش آموزان، آغاز مي شود. معلمان مي خواهند تمام دانش آموزان، خوب كار كنند و درس بخوانند.
آنها مي دانند كه بچه هاي زيادي نيز هستند كه اشتياق چنداني براي درس خواندن ندارند. آنها نمي دانند كه اين بچه هاي درس نخوان را چگونه به طرف موفقيت سوق دهند. در كتاب سيلويا ريم مدل سه وجهي براي كاهش و معكوس كردن روند كم آموزي دانش آموزان ارائه شده است. اين مدل بر اساس مشكلات واقعي زندگي در خانه و مدرسه شكل گرفته است. اگر بعضي از طرح هاي مطرح شده حس نگراني يا گناه را در شما ايجاد مي كند، به خاطر بسپاريد كه حتي بهترين والدين جهان نيز ممكن است اشتباه كنند. همانطوري كه مشغول بررسي روش هايي براي حل مشكلاتتان با بچه ها هستيد، به كارهاي خوب و درستي كه تاكنون انجام داده ايد فكر كنيد.

كم آموزي تحصيلي چيست؟

به راستي چرا ميليونها كودكي كه هيچ گونه ناتواني جدي در يادگيري ندارند يا كودكان متوسط، بالاي متوسط و يا حتي تيزهوشاني كه مهارت هاي هوشي ويژه اي دارند، با بچه هايي كه امر تحصيل ،در خانه آنها فضايي متفاوت و بسيار مهم دارد، نتوانسته اند به اندازه ظرفيت هاي خود عمل كرده و خود را نشان دهند؟
ظرفيت هاي واقعي اين بچه ها گاهي براي معلمان و والدينشان بسيار روشن است، آنها ممكن است خيلي خلاق يا از هوش كلامي، رياضي و يا استعداد بالاي ديگري برخوردار باشند. ولي با وجود اين نمي توانند در مدرسه به خوبي ايفاي نقش كنند، بچه هاي باهوش كم آموز را همه جا مي توان ديد. آنها منابع آموزشي و تلاش هاي صبورانه بهترين معلمان را هدر مي دهند و به طرزي استادانه، خانواده خود را با بحران روبه رو مي سازند.آنها كم كم اعتماد به نفس و حس كنترل فردي خويش را از دست مي دهند و والدين در هر جايي مي توانند نشانه هاي كم آموزشي را تشخيص دهند.
دكتر سيلويا ريم پس از تشريح مفصل ويژگيهاي متفاوت و مختلف كودكان باهوش ولي كم آموز به والدين توصيه مي كنند:
اول سعي كنيد نوع كم آموزي را در كودكتان تشخيص دهيد، سپس به اطراف و الگوهاي مدرسه و خانه توجه كنيد. ممكن است كم آموزي او در يكي از اين دو مكان و يا هر دوي آنها شكل گرفته باشد. معمولاً شناسايي نوع عدم موفقيت كودك و الگوي خانه يا مدرسه او بسيار راحت تر از تغيير دادن آن است. پس صبور و با پشتكار باشيد! كودكان كم آموز چگونه اند؟ كودكان كم آموز چند دسته اند. آنها گرچه واقعاً منحصر به فرد هستند، اما معمولاً در گروه مشخصي قرار مي گيرند. كمال گرا، منفعل، مريض، دست و پاچلفتي و هالو، دربه در و بي جا و مكان، شوخ طبع، اجتماعي، هنرمند، دانشمند، فريبكار، خلاق، سركش، بيش فعال، قلدر و گردن كلفت، از ويژگي هاي دانش آموزان كم آموز است كه دكتر ريم توضيحات كاملي راجع به هر يك از آنها ارائه كرده است.
خطرات اوليه روانشناسان و مربيان تربيتي، درباره اصل ذاتي بودن و پرورش دادن هوش، ميزان دخالت توارث و محيط در توان شناختي و ذهنِ، بحث هاي پايان ناپذيري دارند، در ادبيات علوم تربيتي و روانشناسي چيزي وجود ندارد كه حاكي از ارثي بودن كم آموزي باشد. عادت به كم آموزي، ناخواسته بودن كودك، توجه بيش از حد، مشكلات زودهنگام نظير بيماري كودك، ترتيب خاص قرار گيري برادران و خواهران در خانواده، اثر خويشاوندان و اطرافيان در تربيت فرزند، آسيب شناسي كودك تيزهوش، وابستگي يا سلطه جويي از خطرات اوليه بروز كم آموزي در كودكان تيزهوش است. براي مقابله با اين خطرات والدين به عنوان الگوهايي موثر نقش اصلي را دارند. پدران و مادراني كه احساس خوبي نسبت به توانمنديهاي خويش دارند الگوهاي مثبتي براي كودكان خود هستند. اولين وظيفه شما اين است كه به اوقات و روش هايي كه بچه ها از طريق آنها بيشتر شما را مي بينند و از نزديك شاهد رفتارهاي شما هستند، بيشتر توجه كنيد.
با كودكانتان درباره نقاط مثبت مشترك بين خود و آنها صحبت كنيد تا امكان همانندسازي درست را افزايش دهيد، بيشتر از مسائلي سخن بگوييد كه الگوي مثبت را در آنها ايجاد كند. بعدها وقتي كه همانند افرادي موفق، هويت شخصي خود را تثبيت كرديد مي توانيد جزئيات مشكل آفرين زندگي خود را نيز بازگو كنيد. با انجام اين كار ممكن است اين احساس به شما دست دهد كه نقش بازي مي كنيد ولي كوچولوهايي كه بر آنها اثر مي گذاريد، فقط شما را وقتي كه در پايگاه اصلي خود(خانه) هستيد از نزديك تماشا مي كنند: كمتر سخنراني كنيد و تنها بخشي از نقاط مثبت را با آنها در ميان بگذاريد. كودكان بايد منظم باشند. آنها به ساختار و عاداتي روزمره نياز دارند تا بتوانند محدوديت هاي خود را درك كرده و حدود بين آنها را كشف كنند.
به نظر مي رسد داشتن انعطاف، همراه با نظم بهتر از هر چيزي است. رابطه تربيت والدين و موفقيت كودكان داشتن الگو، مسئله اي بسيار حساس در تربيت موفقيت آميز است، نه تنها والدين بايد خودشان افرادي موفق باشند، بلكه بايد در كودكانشان نيز با ديدي مثبت و واقع گرا در زمينه موفقيت، همراهي و مشاركت كنند. والدين بايد از همسران خويش «تصويري موفق» بسازند، هردوي آنها بايد به گرفتاري هاي مشترك زندگي توجه كنند، نبايد مرتباً از عدم حضور همسرشان در خانه به دليل گرفتاري هاي شغليش شكايت كنند، حتي اگر نگران اين مسئله هستند كه كودكانشان از تربيتي كه شريك زندگيشان نيز بايد در آن مشاركت داشته باشد محروم شده اند.
اگر مادران بيرون از خانه كار نمي كنند، پدران بايد درباره اهميت كار همسران خويش در خانه، حساس و مثبت باشند، مشكل عادي مردان اين است كه از ارزش مشاركت هاي همسر خويش در خانه مي كاهند. خطري كه حرف هاي اين نوع پدرها در خانواده دارد عبارتند از: بي ارزش كردن و فاقد قدرت جلوه دادن مادر. در ديد بچه ها، اين مادر است كه دائماً عهده دار مسئوليت هاي اوليه زندگي است، از آنجا كه پدر، قدرت مادر را از بين برده، او نيز براي راهنمايي بچه ها در درس و منضبط كردن آنها بايد بي قدرت بودن خودرا بپذيرد. اگرچه پدر هرگز مستقيماً به فرزندانش نگفته است كه از مادرشان اطاعت نكنند و حتي ممكن است درباره اطاعت كردن از مادرشان هم تا حدي قاطع باشد ولي مسلماً عدم اطاعت و بي احترامي كودكان نسبت به مادر را بدون توجه به اهميت رابطه با همسرش شكل داده و ايجاد كرده است.
او نه تنها همسرش را بي ارزش كرده بلكه تمام كارهاي او را بي اهميت جلوه داده است. در واقع او مراقبت دلسوزانه توأم با محبت مادر از كودكان را بي ارزش كرده و از بين برده است. نگاه فرزندان به مادرشان، دست كم تا حدودي بر اساس تعاريف پدر و ارزشي است كه او براي فضائل مادر قائل مي شود. پسران، مادر سخت كوش خود را بي ارزش پنداشته و او را منكوب مي كنند، اما خود به افرادي ناموفق تبديل مي شوند. نكته قابل توجه ديگر براي والدين اين است كه بدانند هر نوع كم دقتي بيش از اندازه كودكان ناشي از محيط هاي خانوادگي بوده كه در آنها حداقل يكي از والدين دائماً امر و نهي مي كرده و فرمان بله و نه يا بكن و نكن به كودك مي داده است. شايد رفتار مشكل دار كودك پرانرژي، باعث مي شود كه والدين به او امر و نهي كنند، ولي در واقع همين امر و نهي هاست كه تمركز و توجه كودك را گرفته و در نتيجه او عادت مي كند براي جلب توجه و محبت والدين خود، دائماً دست به كارهايي بزند كه از نظر آنها مطلوب است.
اين نوع بچه ها تقريباً به طور اتفاقي متوجه مي شوند كه رفتارهاي مشكل آفرينشان محبتي را كه در پي آن بوده اند، براي آنها فراهم مي كنند. آنها هيچ مانعي مشخص براي قابل پذيرش نبودن نمي يابند. براي آنها نتايج خوب يا بد يكي شده و اين نتايج به آنها اجازه مي دهد كه به طور آني و بدون تفكر و با هدف جلب هر نوع توجه والدينشان، تلاش كنند. بدرفتاري و فريبكاري در بچه هايي كه محصول امر و نهي و «بله» و «نه»هاي والدينشان هستند تا حدي فزوني مي گيرد كه براي خود و ديگران مشكلاتي ايجاد مي كنند. اين بچه ها در انجام رفتارهاي توأم با بي مسئوليتي، افرادي متخصص، كاردان و موفقند و توجهي به نتايج منفي رفتارهاي خود نمي كنند، مسئوليت هاي مالي و شغلي بزرگسالان، در نگاه اول نمي بايستي به سندرم كم آموزي كودكان ربطي داشته باشد، ولي نقش مهمي را در دادن پيام هاي مربوط به پذيرش مسئوليت در مدرسه دارد.
مدرسه، نظام و سازماندهي خاص دارد و اگر بچه ها به الگوي والدين خود بنگرند و طفره رفتن آنها را از كار و مسئوليتشان ببينند، سعي مي كند نظام قانونمند مدرسه خود را در هم بشكنند. دكتر سيلويا ريم در بخش پاياني كتاب خود نحوه استفاده از مدل سه وجهي براي معكوس كردن سندرم كم آموزي بچه هاي تيزهوش را تشريح كرده است. اين مدل براي كودكان سلطه طلب ناسازگار، كودكان سلطه طلب سازگار و كودكان وابسته سازگار و ناسازگار است.
مدلي سه وجهي، شامل شش مرحله است كه از پنج مرحله اول آن مي توان براي تمام بچه هاي ناموفق استفاده كرد، در مرحله ششم كودكان ناموفق را به سه دسته تقسيم مي كنند. شما براي موفق شدن در اجراي اين مدل،بايد صبر و پشتكار داشته باشيد. متوسط زمان معكوس كردن روند عدم موفقيت كودكان ناموفق، شش ماه بود. طول اين مدت، به ميزان حاد بودن مشكل، سن كودك و مهم تر از همه ثبات و پشتكار والدين و معلمان بستگي دارد. در مورد بچه هاي بسيار كوچك، اين كار فقط چند ماه طول مي كشد، اما دانش آموزان دبيرستاني حداقل به يك سال تحصيلي كامل نياز دارند. انجام اين فرآيند و برنامه در بچه هاي بزرگتر اغلب به خاطر فشار همسالان، كاري بسيار مشكل است.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت   توسط آهنگری   | 

دستور العمل والدین برای پیشرفت تحصیلی فرزندان

برای آن که فرزند خود را به مدرسه علاقمند کنید و او را در مسیر پیشرفت تحصیلی قرار دهید دستور العمل زیر را بکار بندید. بکار بردن این موارد مستلزم آگاهی و صرف وقت است، ولی نتایجی که بدست می دهد فرزندانی صالح و پرورش یافته می باشد که بهترین ثمره عمر و باقیات صالحات خواهد بود.
ـ برای فرزند خود موفقیت ایجاد کنید. موفقیت در یک مورد موفقیت های بعدی را به همراه خواهد داشت.
ـ کمک کنید تا فرزندان شما برای یادگیری یا انجام هر عملی حواس خود را متمرکز کند و این کار به تمرین نیاز دارد.
ـ سرعت و دقت دو عامل اصلی در موفقیت تحصیلی است. فرزندان خود را با انجام تمرینات و تشویق عادت دهید که تکالیف و سایر امور تحصیلی را سریع و دقیق انجام دهند.
ـ ایجاد موفقیت در فرزند اعتماد به نفس او را تقویت می کند، ولی تجربه شکست نیز در زندگی ضرورت دارد، بنابر این در مواردی باید کودک را با شکست مواجه سازید تا ترس از شکست در او از بین برود.
ـ استعدادهای خاص را در کودک پیدا کنید و پرورش دهید.
ـ به پرسش های کودکان خود در حدّ فهم آنان پاسخ دهید و آنان را به سؤال کردن تشویق کنید.
ـ برای رفتن فرزند خود به دبستان قبل از آمادگی و سنّ مناسب عجله نکنید. تعجیل در شروع آموزش عواقب سوء تربیتی و گریز از مدرسه را به دنبال خواهد داشت.
ـ فرزند خود را در پیشرفت تحصیلی با دانش آموزان باهوش تر مقایسه و شماتت نکنید.
ـ توقع خود را در پیشرفت تحصیلی فرزندتان در حدّ استعداد و توانائی او محدود کنید.
ـ در انتخاب رشته تحصیلی فرزندتان و ورود به دانشگاه با مشاوران راهنمائی مشورت کنید و نظرات خود را به فرزندتان تحمیل نکنید.
ـ اگر فرزندتان در رفتن به مدرسه و درس خواندن تنبلی می کند، از روش تنبیه و تهدید و یا رشوه دادن به وی خودداری کنید. ایجاد موفقیت برای وی و تشویق بهترین روش برای بکارگیری او است.
ـ در مواجهه با فرزندان در امور تربیتی سعی کنید از افراط و تفریط بپرهیزید. صراط مستقیم در تربیت تعدیل بین افراط و تفریط و کاربرد اصول علمی است.
ـ مواردی از آموزش ها با وجود اهمیت زیاد مورد توجه نیست، پرورش عامل گوش دادن ـ آموزش در نحوه نشستن ـ راه رفتن و مشاهده کردن از این جمله است. با کمک مدرسه به این موارد توجه نمائید.
و... .

توصیه به والدین در مورد مقایسه دانش آموزان

1- هیچگاه فرزندان خود را در امور تحصیلی با دیگری مقایسه نکنید و آن ها را رقیب کسانی که از آنان باهوش ترند قرار ندهید.
2- در رقابت با دیگران دو حالت اتفاق می افتد یا ظرفیت هوشی دو کودک مشابه است یا یکی از دیگری بیشتر یا کمتر می باشد. در حالت دوّم به هیچ وجه رقابت سازنده نیست. در حالت اوّل در صورتی که رقابت، حالت غیر اخلاقی پیدا نکند و رعایت شرایط و حدود بشود می تواند سازنده باشد.
3- دانش آموز را به جای آن که با دیگران مقایسه کنید با خودش مقایسه کنید. در صورتی که پیشرفت داشته باشد او را تأیید و تشویق نمائید.
4- در تأیید و تشویق حتّی الامکان از محرک های طبیعی مانند احساس پیشرفت، رضایت خاطر، تحسین و مشابه آن استفاده کنید و در صورتی که از محرک های غیر طبیعی مانند جایزه دادن و پاداش دادن به صورت های مختلف استفاده کنید، اصل اعتدال را رعایت نموده و از این که جایزه به جای وسیله هدف قرار گیرد پرهیز نمائید. معلّمینی که بدون جهت دانش آموز را زیاد نمره می دهند ناآگاهانه بزرگترین خصومت را به خانواده و دانش آموز اعمال می کنند.
5- معلّم و اولیاء مدرسه را به نمره زیاد دادن از طریق خواهش و فشار تشویق نکنید.

مشکلات مرتبط با تکالیف مدرسه

1. به فرزندتان القا کرده و بپاورانید که انجام تکالیف مدرسه جزو وظایف ذاتیش بوده و این مسئله بخش اساسی فلسفه وجودیش را توجیه می کند. چه در غیر این صورت، درس خواندش هیچ گونه توجیه عقلانی نخواهد داشت. از طرف دیگر، در این رابطه باید از هر گونه دخالت کردن و مسئولیت پذیری خودداری کرده و این مسئولیت و وظیفه را به صورت تام و تمام به کودکتان واگذار کنید. چون هر چقدر احساس مسئولیت و حساسیت شما در این رابطه بیشتر باشد به همان اندازه نیز، پشت گوش اندازی و سهل انگاری کودک بیشتر می شود. با این وجود شما نیز نباید از وظیفه اصلی خود که همانا مدیریت درست و نظارت دورا دور است غافل شوید.
2. برای این که در کودک سهل انگار، عادت سازنده ای شکل گیرد، لازم است که تکالیف درسی در مکان و زمان ثابت و مشخصی انجام شود برای مثال، این کار پس از صرف شام و شستن ظروف باید انجام شود، چون در این مقطع زمانی محیط آشپزخانه می تواند برای این کار مناسب باشد.
از طرف دیگر، امتیاز این کار در این است که کودک در اثر گذشت زمان در برابر این وظیفه ذاتی خود شرطی شده و در آینده بدون آنکه نیازی به نظارت و کنترل شما باشد، به طور خودکار در این مکان و زمان تکالیفش را انجام خواهد داد.
3. برای این که انجام تکالیف، هر چه بیشتر برای کودک جالب و جاذب باشد لازم است که محیط کار کودک، هر چه بیشتر برانگیزاننده و کشش آفرین گردد. برای مثال، میز کار کودک باید بزرگ و تمیز بوده و در عین حال اتاق نیز نورگیر خوبی داشته باشد تا کودک بتواند با گشودن پنجره هوای اتاق را تهویه نماید. همین طور، کودک در جریان کار باید به شارژرهای غذایی چون، تنقلات خوشمزه دسترسی داشته باشد. از سویی دیگر، محیط کار کودک باید بر ترجیحات و شخصیت کودک سازگاری و همخوانی داشته باشد. برای مثال، برخی از کودکان در جریان کار تمایل به گوش دادن موزیکی ملایم دارند و این در حالی است که برخی از کودکان سکوتی دلچسب را برای این کار ترجیح می دهند. به هر صورت، در این رابطه جهت کارآیی و بازدهی بیشتر، باید ترجیحات و اولویت های کودک مورد توجه قرار گیرد. گذشته از این، برخی از کودکان در برابر تشویق و ترغیب بهتر عمل می کنند تا تنبیه و تهدید. پس بهتر است که تحسین و تشویق را جایگزین توپ و تشرتان نمائید تا راحتتر به مقصودتان دست یابید.
4. در رابطه با این وظیفه مهم کودک، هیچ گاه متوسل به پاداش و مجازات نشوید چون ابزار «هویج و چماق» در این رابطه از کارایی بر خوردار نمی باشد چون اولا این حربه و رویکرد سبب می شود که فرآیند یادگیری کودک مختل شود و در ثانی، این مسئله سبب تشدید استرس و اضطراب کودک می شود. گذشته از این، در برخی از مواقع، کودک به راحتی می تواند تنبیه و تشویق را بی اثر کرده و آنرا کاملاً نادیده بگیرد.


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت   توسط آهنگری   |